
سالروز تولدت خبر خوبی نیست جادوگر! / کاش کریمی ایرانی نبود
مرجع خبری پرسپولیس : دورنمای دنیای بعد از علی کریمی، اصلا برای فوتبال ایران روشن نیست. بیتردید همه ما سقوط وحشتناکی را تجربه خواهیم کرد، با جدایی از جادوگر و دل بستن به ستارههای قلابی و بیهویتی که بعضیهایشان شادی بعد از گل هم بلد نیستند!
۱- امروز سیوسومین سالگرد تولد علی کریمی است و وب سایت رسمی فدراسیون جهانی فوتبال، دو روز پیش این مناسبت را به ایرانیان تبریک گفت.
همه جای دنیا یادآوری سالروز تولد ستارگان و مفاخر فوتبال کشورهای مختلف، بهانهای برای تاکید بر ارزشها و تجلیل از زحمات آنهاست و حالا نوبت ایرانیان رسیده است تا نشان بدهند برای تقدیر از ستاره مردمیشان، منتظر زمان بازنشستگی او و یا چشم فروبستنش از جهان نمیمانند و به بلوغ لازم برای ارج نهادن به خدمات قهرمانان زنده خودشان رسیدهاند. علی کریمی از نقطه نظر فنی، انسانی و حتی اخلاقی شایسته بهترینهاست، ما اما نمیتوانیم انکار کنیم که حالا چند سالی هست فرا رسیدن زادروز او نه تنها خوشحالمان نمیکند، بلکه با خودش موجی از حسرت و دلنگرانی را برایمان به همراه میآورد. شادمانی امروز، سزاوار مردی است که تولدش را در کنار دوستان پرشمارش جشن میگیرد. در ذهن ما اما، شنیدن خبر تولد علی کریمی، یک گام نزدیکتر شدن آخرین ستاره واقعی فوتبال ایران به خط پایان را تداعی میکند و این،مسلما چیزی نیست که به خاطرش شعفزده و خشنود باشیم.
۲- ورود به ۳۴ سالگی برای یک بازیکن حرفهای فوتبال، برخاستن ناقوس بدصدای وداع قریبالوقوع با دنیای مستطیل سبز است و حالا هواداران جادوگر هم آرام آرام باید خودشان را آماده به خاطر سپردن آخرین شعبدههای او کنند. بازنشسته شدن سوپر استاری در اندازههای علی کریمی، بدون تردید برای فوتبال هر کشوری یک خبر بد و یک اتفاق تلخ است، اما ابعاد ناراحت کننده چنین رویدادی بیگمان برای ایرانیان وسیعتر هم خواهد بود. برای فوتبال ما، علی کریمی آخرین مرد از تبار ستارگان حقیقی است؛ آنهایی که سرشان به تنشان میارزد و آنقدر ارزشش را دارند که پسربچهها پوسترشان را روی دیوار بزنند یا نگاه مطالبهگر و پرتوقع جوانان امروزی را برای دقایقی از فوتبال مدرن اروپا، به سمت ورزشگاههای داخلی بچرخانند. نزدیک شدن علی کریمی به ته خط، خبر از انقراض نسل بازیکنانی میدهد که واقعا شایسته توجه یک ملت بودند، اهمیت جایگاهی که در آن قرار داشتند را میدانستند و به عنوان «ستاره»، نیمنگاهی هم به وظایف اجتماعیشان داشتند. پس از امثال کریمی و مهدویکیا، میدان برای ترکتازی بازیکنان متوسطی آماده میشود که نهتنها از نظر فنی چنگی به دل نمیزنند، بلکه صدای اعتراضشان را هم فقط وقتی میشود شنید که وصول مواجب ناسزاوارانه چند صد میلیونیشان چند صباحی به تاخیر افتاده باشد. از فردای بعد از علی کریمی، دلمان تنگ خواهد شد برای بازیکنی که روی یک دستمال، چهار نفر را درهم میپیچید و البته آنقدر معرفت داشت که با کارنامهای مملو از تحقیر امثال توتی، بالاک و لیوونجائه، در کوتاهترین زمان ممکن به ملاقات بلندترین مرد ایران زمین بشتابد؛ پسر بیمار و رنجوری که بزرگترین آرزویش دیدار با کریمی بود و به سرعت به این رویا دست یافت.
۳- دورنمای دنیای بعد از علی کریمی، اصلا برای فوتبال ایران روشن نیست. بیتردید همه ما سقوط وحشتناکی را تجربه خواهیم کرد، با جدایی از جادوگر و دل بستن به ستارههای قلابی و بیهویتی که بعضیهایشان شادی بعد از گل هم بلد نیستند! چقدر فاصله وجود دارد بین بازیکنی مثل علی کریمی که حتی به اعتراف سرسختترین مخالفانش هم کیفیت فنی بینالمللی داشت و البته هرگز حتی یک جمله هم در ستایش از خودش به زبان نیاورد، با امثال غلامرضا رضایی و مهرداد اولادی که اولی قیمت اصلیاش را دو میلیارد تومان ارزیابی میکند و دومی همین دیروز مدعی بود تراکتوریها باید هشت بازیکن بدهند تا بتوانند او را بگیرند؟! اگر کسی بتواند این فاصله نجومی را حساب کند، درخواهد یافت بعد از وداع ستارههای اصل و نسبداری مثل علی کریمی و مهدی مهدویکیا، فوتبال ایران تا کجا عقبگرد خواهد داشت. جادوگر امروز شعلههای شمع ۳۳ سالگیاش را به باد میسپارد و ما البته نگرانیم که پس از او، دیگر دل کسی برای فوتبال بازی کردن با بچههای بیسرپرست تنگ نشود، نگران آن بازیکن جوانان پرسپولیس که در کیوسک میخوابد نباشد، استرس بیلباسی تیم ملی بانوان را نگیرد و دلش برای تنهاییهای امثال بابک معصومی نلرزد.
۴- گاهی فکر میکنیم کاش علی کریمی به جای ایران در اروپا به دنیا میآمد. شاید اگر او خارجی بود، هیچگاه وضعیتی به وجود نمیآمد که به خاطر اعتراضات صریحش به کمبودهای وحشتناک موجود، بارها طعم اخراج و محرومیت را بچشد و مدتها گوشهنشین شود. در آن صورت حتما شرایطی برایش فراهم میکردند که ذرهذره استعدادش تبدیل به چشمههای ناب هنر شود و میلیونها نفر از تماشای جادویش لذت ببرند. بالاتر از همه اینها اما، شاید اگر کریمی ایرانی نبود، آقای رییس فدراسیون فوتبال کشورمان تولد او را هم مثل زادروز فرانچسکو توتی تبریک میگفت و به خاطرش دست به قلم میبرد!
نویسنده: رسول بهروش