نگران دلارهای افندی نباشید لطفا…!
مرجع خبری پرسپولیس : برای ردیابی جابهجاییهای تاسفبرانگیز و ناسالم پول در ایران، لازم است نیمههای شب سری به صفهای طویل خریداران سکه دولتی مقابل شعب بانکها بزنید یا سراغی از نوسانات ناگهانی و نامعقول قیمت ارز و مسکن بگیرید.
۱- همه شواهد و قرائن نشان میدهند مصطفی دنیزلی در نزدیکترین موقعیت ممکن به نیمکت پرسپولیس قرار گرفته است و اگر از آن اتفاقات خاص فوتبال ایران رخ ندهد، او را همین روزها در تمرینات سرخپوشان خواهیم دید.
بیگمان چنین حادثهای باعث خواهد شد شور و شوق به قلب پرسپولیسیها بازگردد و آتش امید در یلدای سرد و تاریک هواداران این تیم روشن شود. آنها هنوز روزهای دوستداشتنیشان با آقا مصطفی را از یاد نبردهاند و البته خیلیهایشان آنقدر خوب فوتبال را میفهمند که متوجه تفاوتهای دنیزلی با بقیه گزینههای باشگاه پرسپولیس یا مربیان داخلی موجود باشند. بسیاری از پرسپولیسیها این روزهای سیاه را صرفا به این امید میگذرانند که یک مربی خوب خارجی به اوضاع تیمشان سر و سامان بدهد و معلوم است که برای چنین پروژهای، اولویت اولشان مصطفی دنیزلی است؛ مربی بزرگی که همه رکوردهای موفقیت در فوتبال باشگاهی ترکیه را شکسته و البته آنقدر هم متواضع بوده که در دوران حضورش در ایران، هرگز به فوتبالدوستان کشورمان از «بالا» نگاه نکند و داشتههایش را بر سر آنها نکوبد. امروز افندی در راه ایران است و البته طبق معمول، عدهای هم ساز مخالف کوک کردهاند؛ عدهای که چون در کارنامه پربار پیرمرد ترک نقطه ضعفی نمییابند، رقم دریافتیاش را دستاویز قرار دادهاند و آن را سرسامآور تلقی میکنند!
۲- گمانهزنیها پیرامون دستمزد مصطفی دنیزلی در ازای همکاری احتمالیاش با پرسپولیس زیاد است. هر کدام از منابع خبری به فراخور اطلاعاتی که به دست میآورند و نیز حدس و گمانهایی که دارند، عدد متفاوتی را در این زمینه اعلام میکنند. در حال حاضر طیف ارقامی که برای آقا مصطفی اعلام میشود، دامنهای بین یک و نیم تا سه میلیون دلار را در بر میگیرد و البته هنوز باشگاه پرسپولیس رسما اعلام نکرده توافقات احتمالی پیرامون چه مبلغی صورت پذیرفته است. با این وجود، همین شایعات کافی بوده تا بعضی از منتقدان و دلسوزان(!) فوتبال ایران دوباره «میلیارد درد» بگیرند و در رثای بر باد رفتن سرمایههای ملی و ارزی کشور، فریاد وامصیبتا سر بدهند. برخی از آقایان بر این باورند که پرسپولیس با چنین پرداختی، پول مردم را دور میریزد و حتی عدهای از دوستان عقیده دارند قیمت واقعی دنیزلی زیر یک میلیون دلار است! حکایت شگفتانگیزی است اینکه در فوتبالی که سالیانه میلیاردها تومان هزینه اضافی و پول دورریز دارد، حضرات منتقد نگران قیمت یکی از بهترین مربیان منطقه هستند و برای او هم دستمزدی معادل رقم قرارداد قلعهنویی با باشگاهی مثل تراکتورسازی تبریز را تجویز میکنند! این انگار درد دیرینه و لاعلاج ماست؛ اینکه در هزینه کردن برای مخارج ضروری و سرمایهگذاریهای اصولی وسواس و خساست به خرج میدهیم، اما هزار جای ناجور دیگر پولهایی از دست میدهیم که هیچ توجیهی برایشان وجود ندارد. امروز منتقدان توقعات مالی دنیزلی در حالی دلشوره خزانه بیتالمال مملکت را گرفتهاند که شاید لازم باشد این دغدغه را جاهایی مثل درآمد گزاف بسیاری از بازیکنان بنجل و مربیان ناکارآمد داخلی و ثروت بادآورده دلالان و سوداگران بیصفت دنبال کنند. درد فوتبال ما، مزد دنیزلی نیست. او و امثال او در ازای پولی که میگیرند، یک بغل امیدواری و نشاط و هیجان برای مردم کشورمان به ارمغان میآورند و ورزشگاهها را مملو از جمعیت میکنند. دایی، قلعهنویی و قطبی جمعا بیش از دستمزد یک مربی ممتاز بینالمللی از فدراسیون فوتبال ایران پول گرفتند و چهار سال تمام تیم ملی این مملکت را عقب راندند. منصفانه قضاوت کنیم؛ این اسراف است یا حقوقی که به کارلوس کرش داده میشود؟!
۳- نگران پول بیتالمال باشیم، اما نه به خاطر دو، سه میلیون دلاری که دنیزلی دریافت خواهد کرد تا شاید از خاکستر پرسپولیس، ققنوسی زیبا و خوشآواز به پرواز درآورد؛ بلکه به خاطر همه آن میلیاردهایی که هر سال برای تکمیل استادیومهای ناتمام تخصیص میشوند و سر از ناکجاآباد درمیآورند یا همه آن صدها میلیونی که از رهگذر جابهجایی مشتی بازیکن ناتوان و بیلیاقت، در ساختار فوتبال رنجور دولتی ایران گیر دلالهای مدیرنما و مربینما و خبرنگارنما میآید. عزای کدام اتفاق را باید بگیریم و دلنگران کدام پول سرگردان باید باشیم؛ چند میلیون دلاری که دنیزلی میگیرد تا گل لبخند را روی لبان پسربچههای فقیر و بیچیز شهرستانی و جنوبشهری بکارد و از غرور درهم شکسته آنها دلجویی کند یا چند میلیارد دلاری که در ترافیک گنگ شعبههای بانکی از بین میروند، تبدیل به آجر میشوند و از فلان کاخ غولپیکر در کانادا سر درمیآورند؟ به دور و برتان نگاه کنید لطفا؛ کلاهبرداری، دستمزد متعارفی نیست که مربیان بینالمللی و موفقی مثل کرش و دنیزلی دریافت میکنند. برای ردیابی جابهجاییهای تاسفبرانگیز و ناسالم پول در ایران، لازم است نیمههای شب سری به صفهای طویل خریداران سکه دولتی مقابل شعب بانکها بزنید یا سراغی از نوسانات ناگهانی و نامعقول قیمت ارز و مسکن بگیرید.
۴- کسی مثل مصطفی دنیزلی، پول دانش و مهارتش را میگیرد؛ درست همان اتفاقی که برای منصور برزگر ایرانی در ترکیه رخ داده یا شامل حال حسین توکلی ما در تیم ملی وزنهبرداری عمان شده است. باور کنید جای اعتراضی وجود ندارد؛ همه کشورها محصولی را وارد میکنند که به آن احتیاج دارند، مثل دانش تخصصی فوتبال که نیاز امروز ورزش قهرمانی ماست و امثال دنیزلی صاحبان آن هستند.
* یادداشتی از رسول بهروش