حواشی

نقدی بر مصاحبه اخیر علی پروین؛ هراس از فراموشی

مرجع خبری پرسپولیس : حاصل ورود و مشورت‌های پروین برای پرسپولیس و استیل آذین و دیگر باشگاه‌هایی که در این سال‌ها به سراغش رفته‌اند چه بود؟

 

علی پروین بخشی از تاریخ درخشان ورزش و فوتبال ملی و باشگاهی ایران است که روزی برای خودش مرد موفق و حتی بی‌نظیری بوده اما سهم بزرگ او از تاریخ حق بزرگی از دنیای امروز برایش رقم نمی‌زند.

 

 

علی پروین، چهره سرخ و اسطوره ماندگار فوتبال ایران که در سال‌های اخیر بیش از آنکه در متن باشد به حاشیه تبعید شده کمتر مصاحبه می‌کند، کمتر به میدان می‌آید و شاید کمتر فرصتی برای حضور در میدان پیدا می‌کند. این یکی از خصوصیات بارز اسطوره شدن است، اسطوره می‌شود بخشی از تاریخ و تاریخ در زمان حال جریان و حیات ندارد. جایگاه تاریخ لای برگه‌های کاغذ است، دور از نگاه و توجه آدم‌های امروز. پروین در حاشیه قرار دارد، به حاشیه رانده شده علی‌رغم میل باطنی و علی‌رغم تعلقی که همواره نسبت به حضور پررنگ و موثر در فوتبال داشته و دارد. حکم‌های تکراری که با آمدن و رفتن مدیران بالا و پایین می‌شود چیزی به سهم اسطوره خانه‌نشین اضافه نمی‌کند. حکم‌های تشریفاتی قرار است شان و احترام او را حفظ کنند، هرچند پروین متصور و متوقع می‌شود که با این کاغذ پاره‌ها قرار است به سطح اول فوتبال کشور بازگردد. مصاحبه اخیر علی پروین و گلایه‌های صریح او از مدیران باشگاه پرسپولیس که دیگر حتی با سلطان قلعه سرخ‌ها مشورت هم نمی‌کنند نشان دهنده آن بود که پروین همچنان در آرزوی بازگشت است و ناکامی‌های مداوم تیم محبوبش را فرصت مناسبی برای ورود به میدان می‌بیند. در این جهت از همکاری و تعامل با هر مربی یا مدیری استقبال می‌کند. حاضر است در کنار حبیب کاشانی و حمید استیلی بنشیند یا چند روز بعد با رویانیان و دنیزلی همکاری کند. اینکه عضو هیات مدیره باشد، عنوان مشاور فنی یا مدیر فنی را یدک بکشد یا حکم رییس سازمان فوتبال باشگاه را داشته باشد، تفاوتی ندارد.

پروین مرد موفق سال‌های نه چندان دور است، قهرمان ملی و باشگاهی دهه‌های ۵۰ تا ۷۰ و البته هنوز نتوانسته رویای روزهای شیرین را به فراموشی بسپارد. این همه اما برای اینکه پروین همچنان خودش را نسبت به بازگشت و حضور تاثیرگذار در فوتبال حرفه‌ای کشور مستحق بداند کافی نیست. او که امروز با گلایه از بی توجهی مسوولان باشگاه پرسپولیس می‌گوید و مدعی است باید از دنیزلی در خصوص عملکرد فنی تیمش سوال کند یا در مورد فعالیت باشگاه در فصل نقل و انتقالات طرح و پیشنهاد بدهد می‌تواند به عملکرد سال‌های اخیر خودش رجوع کند. علی پروینی که در دهه‌های هشتاد و نود با برخی از باشگاه‌ها از جمله پرسپولیس، استیل آذین یا سرخپوشان و آذربایجان همکاری داشته کارنامه قابل دفاعی از خودش بر جای نگذاشته که امروز به دنبال تکرار تجربیات تلخ خودش در پرسپولیس است. اعتبار پروین بزرگ با ورود دوستان و بستگان و برخی عناصر شناخته شده و غیر موجه زیر سوال رفت. ادعای امروز پروین بر مبنای کدام حق است؟ حقی که منجر به آوردن بازیکنان و مربیان ناشناخته و ناکارآمد خارجی به پرسپولیس شد؟ حقی که دلال‌ها و واسطه‌های معلوم الحال را در نقل و انتقالات به نان و نوایی رساند و برای پرسپولیس و هوادارانش میراثی به جز بدهی‌های چند صد هزار دلاری نداشت؟ حاصل ورود و مشورت‌های پروین برای پرسپولیس و استیل آذین و دیگر باشگاه‌هایی که در این سال‌ها به سراغش رفته‌اند چه بود؟

پروین اگر امروز به دنبال پاسخ سوال‌های خودش و دیگر پیشکسوتان باشگاه در مورد عملکرد فنی دنیزلی و رویانیان می‌گردد چه پاسخی برای سوال‌های بی جواب دوران فعالیت خودش در این باشگاه دارد؟ او که امروز از جانب پیشکسوتان دلسوخته این باشگاه مردمی سخن می‌گوید چگونه در زمان مسوولیت خودش به جای همین پیشکسوتان تنها به نزدیکان، دوستان، اطرافیان و البته بستگانش میدان می‌داد؟ حاصل مشورت‌ها و دخالت‌های سلطان سال‌های نه چندان دور غیر از استخدام تعدادی بازیکن از کار افتاده، مصدوم و ناکارآمد چه بوده که امروز وضعیت پرسپولیس را نگران کننده می‌خواند؟

هراس و نگرانی مرد چشم تیله‌ای از آینده پرسپولیس و اضطراب هوادارانش نیست، از وضعیت فنی تیم و عملکرد دنیزلی یا فعالیت مدیران این باشگاه در فصل نقل و انتقالات نبوده و نیست.

هراس اسطوره از فراموشی است، از اینکه در حاشیه بماند و فرصت بازگشت به میدان را پیدا نکند. از اینکه در این قاب اسطوره، روی دیوار باشگاه با احکام تشریفاتی تنها ناظر باشد و قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشد. هراس از فراموشی است، هراس از پیوستن به تاریخ است، از گذر ایام، از حلاوت خاطره‌های خوب و قشنگ اما دور و دراز.

دل پروین برای پروین روزهای خوب تنگ شده اگرچه بازگشت مرد همه کاره و همیشه موفق آن سال‌ها حتی برای خودش هم دور از ذهن است. سخت است که باور کند صحنه بازیگری امروز عرصه درخشش سلطان نیست. سخت است که باور کند تمام شده و مجالی برای بازگشت پیدا نمی‌کند. مربی باور نمی‌کند که دوره‌اش تمام شده.

 

 

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها